باید نوشت... |
نمی دونم از کجا باید شروع کنم،واقعاً نمیدونم.هفته ی پیش با دیدن این وبلاگ و مطالبش به خصوص(یک فاحشه،یک روسپی نیست.یک فاحشه...یک پیامبر است،پیام آور معصومیت بر باد رفته خویشتن) به فکرنوشتن افتادم ولی فرصت نشد .
تا اینکه امروز فیلم wild orchid 2 رو دیدم.فیلم در مورد دختری است که پس
از مرگ پدرش به خود فروشی میپردازد.به ساخت و محتوای این فیلم
ندارم.هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از
آزادی آدمی افزون تر باشد...بگذریم،چیزی که همیشه ذهن من رو به خودش
مشغول داشته ذهنیتی ست که امروزه در مورد سکس وجود داره.در مبحث
ارتباطات جمعی ارتباط را این گونه تعریف می کنیم:فرآیند انتقال پیام تولید شده توسط فرستنده به گیرنده از طریق مجرای انتقال پیام و بنابر این رابطه ی جنسی باید حداقل دو عضو داشته باشد:به طور معمول یک زن و یک مرد.
خوب حالا بحثم رو با یک سوال شروع می کنم:چه اتفاقی می افته که یکی از این دو طرف حذف شده جای خودش رو به جنس دیگه میده؟ و با یک سوال دیگر دنبال می کنم:چرا و به چه دلیل درصد بسیار بالایی از این همجنس گرایی ها را زنان(در مقایسه با مردان) تشکیل می دهند؟